نسیم نایین
در باره نایین 
قالب وبلاگ

Mirza Nasrullah Khan.jpg
شناسنامه
نام کامل میرزا نصرالله‌ نائینی
سرشناس به مصباح‌الملک، مشیرالملک، مشیرالدوله
زادروز ۱۲۶۱
زادگاه نائین،
تاریخ مرگ ۱۳۲۵ (قمری)
جایگاه مرگ تهران،
اطلاعات سیاسی
سمت صدراعظم
پادشاه مظفرالدین‌شاه
محمدعلی‌شاه
پس از عین‌الدوله
پیش از وزیرافخم

میرزا نصرالله خان نائینی (درگذشتهٔ جمعه ۴ شعبان ۱۳۲۵، ۱۴ سپتامبر ۱۹۰۷) ملقب به مصباح‌الملک در ۱۲۹۹، مشیرالملک در ۱۳۰۸ و مشیرالدوله در ۱۳۱۷، سیاست‌مدار ایرانی از اواخر دوران ناصری تا اوایل سلطنت محمدعلی شاه بود.

فرمان مشروطیت در دوران صدراعظمی او (۱۴ مرداد ۱۲۸۵ شمسی) به امضای مظفرالدین شاه رسید و تاج پادشاهی را پس از فوت مظفرالدین او بر سر محمد علی گذارد.

مشیرالدوله از ۱۳۱۲ وزیر لشکر شد و در ربیع‌الثانی ۱۳۱۷ با فوت وزیر خارجه محسن خان مشیرالدوله، وزارت خارجه و لقب مشیرالدوله را به او سپردند[۱][۲]. او در زمان انقلاب مشروطه نقش میانجی را بر عهده گرفته بود و با عزل عین‌الدوله از نخست وزیری در ۷ جمادی‌الثانی و انتخاب او در ۱۰ جمادی‌الثانی ۱۳۲۴ به صدراعظمی، تحصن مشروطه‌خواهان در سفارت انگلستان پایان گرفت.

مرگ مشیرالدوله دو هفته پس از ترور علی‌اصغرخان اتابک به طور مشکوکی روی داد و جسد او در امامزاده صالح تجریش به خاک سپرده شد.


خانواده

نصرالله خان پسر محمد پسر ابوطالب پسر محمد پسر میرعبدالوهاب از عرفای نائین بود و در ابتدای جوانی راهی تهران شد. مدتی با کتابت (نسخه‌نویسی) گذران زندگی کرده و بعد در اداره آصف‌الدوله نوکری پیدا کرده با ماهی دو سه تومان خدمت می‌کرد. با انتخاب میرزا سعید خان مؤتمن الملک به وزارت خارجه وارد این وزارتخانه شده و پس از مدتی همراه ابراهیم خان نایب‌الوزاره که به کارگزاری امور خارجه آذربایجان مأمور بود و برای منشی‌گری او به تبریز رفت.

نصرالله در آنجا با دختر میرزا تقی آجودان کارگزاری ازدواج می‌کند. پس از فوت نایب‌الوزاره به تهران آمده و در وزارت لشکر سمت محاسب و سررشته‌داری داشته و به قدری مورد توجه اتابک قرار گرفته که وزارت لشکر را به او می‌دهد.[۳]

نخست وزیری

نخستین اقدام میرزا نصرالله پس از انتخاب به سروزیری آزادی زندانیان سیاسی بود. چند روز بعد فرمان مشروطیت را از مظفرالدین‌شاه گرفت و از علما درخواست کرد تا به تهران بازگردند و با اعلامیه‌ها و لوایحی مردم را به تشکیل مجلس و انجام انتخابات و رعایت اصول دمکراسی امیدوار کرد انقلاب ایران او در ۱۸ شعبان ۱۳۲۴ در باغ گلستان اولین دولت قانونی خود را تشکیل داد و پس از مرگ مظفرالدین شاه در پائیز آن سال تاج پادشاهی را در ۵ ذیحجه ۱۳۲۴ بر سر محمدعلی میرزا نهاد.

او در محرم ۱۳۲۵ (۱۷ مارس ۱۹۰۷) احتمالا به دلیل ناتوانی در جلوگیری از خودسری پادشاه و تصمیم او در برانداختن مجلس، استعفا کرد [۴]. کابینه جدید چهار روز بعد بدون رئیس الوزرا تشکیل شد تا اینکه علی‌اصغرخان اتابک (امین‌السلطان) که در آن هنگام در سوئیس بود پس از ملاقات با سران روسیه در ۲۷ ربیع‌الاول وارد ایران شد.

مخبرالسلطنه هدایت نوشته است که «اتابک برای تشکیل کابینه مرا نزد نصرالله خان مشیرالسلطنه فرستاد که وزارت خارجه قبول کند، رفتم، درویشی نکرد.»

مرگ

مرگ مشیرالدوله به طور ناگهانی و بدون داشتن بیماری در ۱۴ سپتامبر ۱۹۰۷ در رستم‌آباد شمیران واقع شد. مرگ او دو هفته پس از ترور اتابک توسط عباس آقا تبریزی در روز امضای قرارداد ۱۹۰۷ و چهار روز پس از انتخاب احتشام‌السلطنه به ریاست مجلس و در شرایطی بود که او نامزد نخست وزیری بود و از همکاری با سعدالدوله که از ریاست مجلس استعفا کرده بود، سر باز زده بود. در همان روز نیز سعدالدوله وزیر خارجه شد.

بسیاری از جمله ادوارد براون و ناظم‌الاسلام کرمانی مرگ او را نیز نظیر نخست‌وزیران پیشین قاجاریه، امیرکبیر، قائم مقام فراهانی و حاج ابراهیم کلانتر، به پادشاه نسبت می‌دهند و آن را ناشی از روی ناخوشی می‌دانند که او از ابتدا به سلطنت محمدعلی میرزا نشان می‌داد[۵]، [۶].

گفته می‌شود در آن روز علاءالدوله در رستم‌آباد مهمان بوده و با هم ناهار خوردند، بعد او به اندرون رفته، به فاصله کمی حالش بهم خورده، یک‌ساعت از شب رفته در می‌گذرد.[۷]

خبرمرگ او ساعاتی بعد به مجلس شورای ملی نیز رسید و ابوالحسن خان خواستار تحقیق مجلس در مورد علت مرگ او شد؛ در جلسه بعداز ظهر محقق‌الدوله گفت: در جواب تلفون مجلس، جناب مؤتمن‌الملک خیلی اظهار تشکر و امتنان نموده گفتند دیروز مبتلا به مرض قولنج شده، بعد از آن سکته رو داد، دکتر انگلیسی آوردیم که تشخیص دهد چه بوده.


وزیران کابینهٔ میرزا نصرالله‌خان مشیرالدوله
ر. وزیر وزارت‌خانه ر. وزیر وزارت‌خانه
۱ میرزا احمدخان مشیرالسلطنه عدلیه ۵ میرزا ابوالقاسم‌خان ناصرالملک همدانی مالیه
۲ میرزا محمدعلی‌خان علاءالسلطنه خارجه ۶ میرزا نظام‌الدین‌خان کاشی مهندس‌الممالک معادن، طرق و شوارع
۳ میرزا سلطانعلی‌خان وزیر افخم داخله ۷ ابوالحسن‌خان فخرالملک تجارت
۴ دبیرالدوله لشکر ۸ میرزا محمودخان علاءالملک علوم
[ جمعه 1391/02/29 ] [ 1:12 بعد از ظهر ] [ محمد علی عسکری نائینی ]

خانم متعالیه طبانائینی

نمایندهء مجلس شورای ملی از نائین و خور بیابانک‏ آزادی انتخابات خاصه در شهرستانها مجالی‏ به مردم بخشید که نماینده مجلس را با آراء مستقیم‏ انتخاب کنند.در شهرستان نائین و بخش‏هاس تابعه‏ و ولایت وسیع خور و بیابانک مردم به اتفاق خانم‏ متعالیه طبا را برگزیدند و حقا به چونین انتخابی‏ باید تبریک گفت.خانم طبا دختر مرحوم میرزا سید مرتضی خان طباطبائی نائینی نایب الولیه آستان‏ قدس رضوی و خواهر آقای دکتر طبا وکیل اسبق‏ مجلس است که در خدکتگزاری به ولایت خود شهرتی‏ بجا دارد.عموی خانم مرحوم میرزا رضا خان نائینی‏ مدعی العموم کل عدلیه سابق است که از بزرگان‏ دانشمندان کشور و در درستی و امانت و علم و فضیلت‏ و رعایت قواعد عدل و دیانت در عصر خود همانند کم داشت.

خانم متعالیه طبا از خاندانی چنین ارجمند و بزرگوار است.او تحصیلات خود را در دار المعلمات قدیم(برتر از دانشگاه امروزی)بپایان برده،و سالی چند در پاریس در تکمیل‏ تحصیلات خود کوشیده است.این شمه ایست از فضایل نژادی و علمی او،و باز هم از هم‏ولایتی‏های‏ عزیز ممنونیم که چنین نماینده‏ای را باتفاق توام با احساسات شریفه برگزیده‏اند.نکته‏ای که‏ شاید بازگفتنش بجا باشد این است که همولانتی‏های عزیز نباید از نماینده خود توقعات شخصی‏ و فردی داشته باشند.وکیل یک منطقه تا آن‏جا که بتواند و مقدرت داشته باشد وظایفی در حدود مصالح عمومی آن منطقه دارد که نکات مهم را به اولیای دولت یادآور شود و در قوانینی که‏ طرح می‏شود توجه و دقت فرماید.انجام دادن توقعات اشخاص و افراد هم دشوار است و هم‏ از شأن و منزلت نماینده می‏کاهد.

نخستین درخواستی که از نماینده ارجمند خود داریم این است که به جنابان دکتر شریفی‏ وزیر آموزش و پرورش و معاون آموزشی آن منطقه داودی که هر دو تن از نیک نهادان و معارف‏ پروران هستند یادآور شوند که در دهکده حاجی‏آباد دبستانی بسازند.

خوربیابانک از دور افتاده‏ترین نقاط کشور است و دهکده حاجی‏آباد در اقصی نقطه آن‏ ولایت وسیع واقع است.

دبستانی که در آن دانش‏آموزان تحصیل می‏کنند بسیار نامناسب است و براستی موجب‏ رسوائی است مخارج بنای مدرسه‏ای آبرومند با چهار اطاق تصور نمیرود بیش از دویست هزار تومان باشد این مبلغ مختصر را از بودجه عظیم آموزش و پرورش تأمین فرمایند و دستور ساختمان‏ آن را بدهند که تا آغاز سال تحصیلی آماده باشد.

مردم محروم خوربیابانک را در خواست‏های مشروع دیگری نیز هست که به عرض خواهند رساند ولی این قدرها ادب دارند که توقع‏های سنگین و غیر ممکن نداشته باشند و نماینده‏ محترم خود را به رنج وشرمندگی در نیفکنند.

توفیق خدمتگزاری نماینده شریف خود را از خداوند تبارک و تعالی مسئلت داریم.

[ جمعه 1391/02/29 ] [ 12:5 بعد از ظهر ] [ محمد علی عسکری نائینی ]

حسن پیرنیا، ملقب به مشیرالملک و بعد مشیرالدوله ( زاده ۱۲۵۱ در تبریز  - درگذشته ۲۹ آبان ۱۳۱۴ ه.خ در تهران ) سیاستمدار ، حقوقدان و تاریخ‌نگار ایرانی ، و نخست‌ وزیر ایران در اواخر عهد قاجار و  اوایل دورهٔ پهلوی. فارغ التحصیل از « مدرسه نظام » و « مدرسه حقوق » در روسیهنماینده مردم تهران در مجلس شورای ملی در دوره‌های دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششمبیست و چهار بار به مقام وزارت رسید حسن پیرنیا فرزند میرزا نصرالله خان نائینی ( مشیرالدوله ) نخستین رئیس‌الوزرای عصر مشروطیت بود. حسن پیرنیا در ۱۲۹۱ ه‍.ق به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در خانه گذراند. پس از پایان دروس مقدماتی، به همراه دو برادرش ، حسین و علی ، برای تحصیل عازم فرنگ شد. حسن پیرنیا به مسکو رفت و پس از اتمام مدرسهٔ نظام، در دانشکدهٔ حقوق مسکو تحصیل کرد و در پایان این دوره به عنوان وابستهٔ سفارت ایران در سن پطرزبورگ مشغول به کار شد. پس از مرگ محسن خان مشیرالدوله در ۱۳۱۷ ه‍.ق، میرزا نصرالله خان نائینی به وزارت امورخارجه منصوب و لقب مشیرالدوله به وی اعطا شد. به دنبال آن مشیرالدوله فرزند خود میرزا حسن خان را به تهران فراخواند و لقب پیشین خود (مشیرالملک) و ریاست ادارهٔ بایگانی وزارت امورخارجه را به او داد. چندی بعد منشیگری مخصوص صدراعظم امین السلطان نیز به آن افزوده شد. نخستین کار پیرنیا پس از ورود به وزارت خارجه، نوشتن نظامنامهٔ حق ویزا و سایر تصدیقات اتباع ایرانی خارج از کشور بود. سپس برای تربیت کادر سیاسی و کارکنان وزارت امورخارجه، با کمک پدرش و امین‌السلطان و با جلب حمایت مظفرالدین شاه ، «مدرسهٔ وزارتخانه» یا مدرسهٔ سیاسی را تأسیس کرد و خود معلم حقوق بین‌الملل در این مدرسه شد. پیرنیا در سفرهای مظفرالدین شاه به فرنگ به عنوان منشی مخصوص صدراعظم و سپس به عنوان مترجم حضور داشت. وی در بازگشت موقتش به ایران شاهد ماجرای عزل اتابک بود. تقارن دوران تحصیل و سفارت پیرنیا در روسیه (۱۳۰۷ـ۱۳۲۳) با سلسله وقایع منتهی به انقلاب ۱۹۰۵ روسیه، و آشنایی وی با ایرانیان اصلاح‌طلب در قفقاز ، از عوامل همراهی او با مشروطه‌خواهان بود. پیرنیا در آستانهٔ انقلاب مشروطیت به ایران آمد و پس از صدور فرمان تأسیس عدالتخانه ، در کمیسیونی که برای تهیهٔ نظامنامهٔ عدالتخانه دایر شد عضویت داشت. پس از صدور فرمان مشروطیت در سال ۱۲۸۵ (۱۳۲۴) که متن آن را پیرنیا برای مردم خواند، برای تهیهٔ نظامنامهٔ انتخابات و قانون اساسی هیئتی تشکیل شد که پیرنیا در آن مسئولیت ترجمهٔ قوانین ملل دیگر را بر عهده داشت . پس از جلوس محمدعلی شاه (ذیقعدهٔ ۱۳۲۴) پیرنیا برای اعلان تاجگذاری شاه جدید، در ربیع الاول ۱۳۲۵ به سفارت فوق‌العاده راهی سن پطرزبورگ، لندن و پاریس شد. در این مأموریت که پیرنیا آن را نوعی تبعید محترمانه می‌دانست، علاوه بر ابلاغ تاجگذاری محمدعلی شاه ، به توصیهٔ امین‌السلطان ، دربارهٔ قرارداد ۱۹۰۷ روس و انگلیس با مقامات این کشورها گفتگو کرد و در این دیدارها از امپراتور روسیه ، پادشاه انگلیس و رئیس جمهور فرانسه نشان دریافت کرد. پس از این مأموریت فوق‌العاده ، پیرنیا در کابینهٔ مشیرالسلطنه به وزارت عدلیه رسید و در کابینهٔ بعدی که ناصرالملک رئیس‌الوزراء شد (۱۹ رمضان  ۱۳۲۵) مشیرالدوله وزرات خارجه را برعهده گرفت . در همین اوان صورت نهایی قرارداد ۱۹۰۷ روس و انگلیس انتشار یافت و مشیرالدوله در مقام وزیر خارجه یادداشتی مبنی بر بی‌اعتباری قرارداد از نظر دولت ایران برای سفیر انگلیس فرستاد. انتشار این یادداشت اگرچه در اجرای قرارداد تأثیری نداشت، در افکار عمومی داخل کشور موجب محبوبیت پیرنیا شد. در دورهٔ استبداد صغیر ، مشیرالدوله در دولتهای مشیرالسلطنه و ناصرالملک ، وزارت معارف و عدلیه را بر عهده داشت و از جانب محمدعلی شاه مأمور اصلاح عدلیه و تنظیم قانونی امور آن شد و در «دارالشورای کبرای دولتی» یا «شورای مملکتی» که به دستور شاه برپا شده بود عضویت یافت. حضور پیرنیا در دستگاه دولت به هنگام استبداد صغیر با انتقادات جدی همراه بود، اما نمی‌توان آن را نشانهٔ بی‌اعتقادی وی به نظام مشروطه دانست. پس از فتح تهران، مشیرالدوله به نمایندگی از استرآباد به مجلس راه یافت، ولی به دلیل پذیرش مسئولیت وزارت عدلیه در کابینهٔ سپهدار از نمایندگی استعفا کرد و در کابینهٔ بعدیِ وی نیز به وزارت تجارت رسید. در دوران وزارت عدلیه پیرنیا سه طرح قانونی برای اصلاح عدلیه به مجلس ارائه داد که با وجود مخالفتهای اولیه، با مساعدت بعدی سید حسن مدرس و امام جمعهٔ خویی به تصویب کمیسیون عدلیهٔ مجلس رسید. پیرنیا در کابینهٔ صمصام‌السلطنه (۲۹ رجب و ۶ شعبان ۱۳۲۹) وزارت عدلیه و معارف را پذیرفت و در ایام فترت بین مجلس دوم و سوم در کابینهٔ علاءالسلطنه مدت کوتاهی وزارت معارف را برعهده گرفت، اما در جمادی‌الآخر ۱۳۳۱ در اعتراض به اعطای امتیاز راه آهن خرمشهر ـ خرم‌آباد به انگلیس از وزارت استعفا کرد. پیرنیا در اتخاذ سیاست بیطرفی ایران در جنگ جهانی اول نیز نقش داشت. نوشته‌های تاریخی مشیرالدوله بیش از هرچیز نشان دهندهٔ روحیات واندیشه‌های مؤلف و زمانهٔ اوست ؛ او با نگاهی جستجوگر، تمدن کهن ایرانی را دستمایهٔ بالندگی و تفاخر ملی قرار داد و همچون میرزا آقاخان کرمانی که تاریخ را «قبالهٔ نجابت و سند بزرگواری» هر ملتی می‌دانست. علاقهٔ پیرنیا به جزئیات اوضاع مدنی و اجتناب از تفصیل نام سلسله‌ها و پادشاهان، نشان دهندهٔ تاثیر روش میرزا آقاخان کرمانی بر شیوهٔ تاریخنگاری اوست. اهمیت آثار پیرنیا، گذشته از دقت نظر وی، در بهره گیری او از جدیدترین نوشته‌های آن زمان است که عده‌ای از فرهنگ دوستان مانند سعید نفیسی ، عباس اقبال آشتیانی ، سیدحسن تقی‌زاده  وی را در این راه یاری رساندند. حسن پیرنیا در ده سال آخر عمر اغلب به کارهای فرهنگی و علمی اشتغال داشت و آثار با ارزشی همچون مجموعه سه جلدی تاریخ ایران باستان  و داستان‌های ایران قدیم و حقوق بین‌الملل را نوشت. کتاب تاریخ ایران باستان ( در سه جلد ) نخستین کتابی است که به شیوه علمی و بر اساس مستندات و کشفیات باستان‌شناسی در باره گذشته تاریخی ایران نگاشته شد و هنوز هم مورد توجه‌است.
[ چهارشنبه 1391/02/27 ] [ 12:59 بعد از ظهر ] [ محمد علی عسکری نائینی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

امکانات وب

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ